X
تبلیغات
یادداشتهای علی فروتن

یادداشتهای علی فروتن

درخواست نظرات

به نام خدا

سلام،

دوستانی که از هر طريق وارد وبلاگ من می شوند، در صورت تمايل نظرات خود را برای مطالب خوانده شده بگذارند که بتوانم از نظراتشان استفاده کنم.

با تشکر؛ فروتن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۴/۵/۱۳۸۸ساعت ۰۰:۳۱ توسط علی فروتن دسته : نظر(2)

در حاشيه راهپيمايي ٢٢ بهمن

به نام خدا 

هرسال هنگام راهپيمايی 22 بهمن در تهران لگد مال کردن گلها و فضای سبز ميدان آزادی توسط بعضي از مردم- که متاسفانه تعدادشان کم هم نبود- آزارم می داد. پس از کلی تذکر که معمولاً نشنيده گرفته می شد، مجبور بودم کناری بايستم و تا آخر مراسم حرص بخورم. امسال چند روز قبل از 22 بهمن وقتی ديدم دور ميدان را داربست کشيده و راههای ورودی مردم را به ميدان محدود کرده اند، خوشحال شدم که فکری به حال فضای سبز ميدان شده است. فضای سبزی که حدود يکسال برای آن زحمت کشيده شده و ميلياردها تومان صرف بازسازی آن شده بود.

اما... چشمتان روز بد نبيند. امسال وضعيت اسفبار تر از سالهای گذشته بود. بعضيها حاضر بودند به خاطر صرفه جويی در 50 متر پياده روی! با وضعيتی مضحک و با زحمت زياد از روی داربستها پرش کرده، گلها را لگدمال کرده و وارد ميدان شوند. از خانمهای مسن و چادر به سر گرفته تا افرادی با ظاهر بسيار فرهنگی! مثل سالهای گذشته تا جايی که می توانستم جلوی اين کار را گرفتم. برخی به راحتی می پذيرفتند و برخی ديگر نه. وقتی به آنها می گفتم:"آقا (يا خانم)! برای اين گلها يکسال زحمت کشيده اند. لطفاً آنها را له نکنيد"، جوابهای جالبی می شنيدم:

-          همه اين گلها فدای 22 بهمن!(طرف حاضر نبود زحمت 50 متر پياده روی را به خودش بدهد، داشت از جان گلها مايه می گذاشت )

-          می خواستند زحمت نکشند!

-          شما مامور شهرداری هستی؟!

-          و ... .

بازهم مثل سالهای گذشته با اعصابی به هم ريخته به خانه برگشتم. می دانم سال ديگر هم وضع بهتر از اين نخواهد بود. مدام با خودم فکر می کنم: "چگونه بايد به بعضيها فهماند که ورود به جايی ممنوع است؟ چرا بعضيها طوری رفتار می کنند که شهرداری برای حفظ سرمايه های ملی سال آينده از سيم خاردار دور ميدان استفاده کند؟ آيا شان مردم ما اين است؟ ما که جلوی پای خود را نمی توانيم ببينيم چگونه....(جای خالی را خودتان پر کنيد). " خدا خودش اهميت رعايت مسائل فرهنگی در همه زمينه ها را به دل بعضيها بيندازد. همه با هم: آمين!       

پی نوشت(برای بعضيها): در سريال سه در چهار، علی صادقی با وجود باز بودن در اتاق به زحمت از پنجره بدون شيشه اتاق رفت و آمد می کرد. آن روزها به اين کار او خيلی خنديدم. اما صحنه ای که روز راهپيمايی از بعضيها ديدم، مرا تا مرز گريه برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۲۳/۱۱/۱۳۸۷ساعت ۱۲:۰۷ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)

شیعه امام حسین(ع)

به نام خدا

بچه که بوديم توی ايام محرم خيلی می شنيديم هر روز، روز عاشورا است و هر زمين، زمين کربلا. کمی که بزرگتر شديم فهميديم که منظور از هر روز و هر زمين يعنی موقعيتهای زمانی و مکانی توی زندگی آدمها.

بعدها فهميديم قرار گرفتن انسانها توی اين موقعيت زمانی و مکانی حتماً نبايد شرايط خاصی برقرار باشد. هميشه و همه جا(زندگی روزمره) می توان جلوه هايی از واقعيت عاشورا و کربلا را ديد و لمس کرد.

يادش بخير آقای جعفری دبير عربی ما در سال دوم دبيرستان(هر جا هست خدا حفظش کنه)، يک بار از ما پرسيد: اگر شما در زمان امام حسين(ع) زندگی می کرديد جزو لشکر امام(ع) بوديد يا لشکر یزيد؟

اولش اين سوال برای ما که خودمون رو مثلاً پيرو امام حسين(ع) می دونستيم کمی عجيب بود. اما آقای جعفری در ادامه صحبتش چيزهايی رو گفت که هر چه سنم بالاتر ميره، بيشتر از گذشته مصاديقش رو به طور عينی توی جامعه خودمون مي بينم.

دقيقاً نمی دونم آقای جعفری چه جملاتی رو برای انتقال مفاهيم استفاده کرد ولی مضمون حرفاش اينهايی بود که می نويسم:

" همه ما توی زندگی روزمره خواسته يا ناخواسته به ديگران ظلم می کنيم. مثلاً توی موقعيت صف اتوبوس يکی با زرنگی بدون صف سوار اتوبوس ميشه. يکی بليط نميده، يکی … و به همين ترتيب توی موقعيتهای مختلف. در نظر اول شايد ساده به نظر بياد و اونها رو ظلم حساب نکنيد اما يک چيزی اين وسط فراموش شده و اون اينه که ظلم رو بايد با قدرتی که هر کسی در انجامش داره سنجيد. آيا واقعاً کسی که توانش در ظلم کردن در حد سوار شدن بدون صف و صايع کردن حق مردم هست، اگر توان ظلم کردنش بالا بره ظلم بزرگتری نمی کنه؟ اگر قدرتی که در اون زمان در دست يزيد بود الان به ما می دادن ازش به چه صورتی استفاده می کرديم؟ آيا ما که بدون هيچ قدرتی خيلی راحت ناراحتی مردم ايستاده در صف رو ناديده مي گيريم، اگر قدرتش رو داشته باشيم از اون به نفع همين مردم استفاده می کنيم؟ " 

اگر قرار باشه خدا با مردم رو طبق حرفهای آقای جعفری(حرف بزرگهای دين ما هم همينه) دسته بندی کنه، ما جزو کدام دسته هستيم؟ باز هم با کمال افتخار می تونيم بگيم ما حسينی هستيم؟

عاشورا و کربلا هر روز در زندگی آدمها تکرار می شه. قرار نيست همه ظلمها با جنگ و خونريزی انجام بشه. اگر خوب دقت کنيم نمونه های زيادی از ظلمهايی که مردم جامعه ما در حق هم انجام می دهند پيدا می کنيم. خيلی از اونها از فرط تکرار عادی شده اند. خيلی از اونها رو هم اگر انجام ندی مسخره ات می کنند. اين هم يک جور امتحانه. اين که چقدر از ظلم به ديگران پرهيز کنيم و چقدر جلوی جو منفی جامعه در قبال برخی از اعتقاداتمون مقاومت کنيم يه امتحان حسينیه.

اگر تونستيم در اين مسير با همه سختيهاش درست حرکت کنيم، می تونيم سرمون رو بالا بگيريم و با افتخار بگيم :

"ما شيعه امام حسين (ع) هستيم."

+ نوشته شده در ۲۶/۶/۱۳۸۷ساعت ۱۲:۴۶ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)

غلط رايج: شانس!

به نام خدا

 

شانس (Chance)همانطور که پيداست فارسی نيست. شايد کلمه بخت را بتوان معادل فارسی شانس دانست. اما به نظر من نه چيزی به نام بخت داريم(با تعريفی که ما از آن می کنيم) نه چيزی به نام شانس. هر اتفاقی که در دنيا می افتد تابع علتهای خاصی است که ما از آن بی خبريم. به همين دليل تا اتفاق غير منتظره ای رخ می دهد فوراً اسم شانس رويش می گذاريم. مثلاً در افتادن تاس بازی بسته به حالت اوليه تاس، فاصله دست از زمين، نحوه پرتاب و ... يک شماره روبروی ما قرار می گيرد که به غلط به آن اتفاق شانسی می گوييم. اگر تمام معيارهای پرتاب را بدانيم و رعايت کنيم، مطمئناً می توانيم به عدد دلخواه خود در پرتاب برسيم. فقط چون هيچکدام يا بعضی از آنها را نمی دانيم، فکر می کنيم که عدد روبروی ما يک عدد اتفاقی است. من در متون دينی خودمان، استفاده از کلمه قضا را برای پديده هايی که ما از علت آن بی خبريم ديده ام. اما متاسفانه عبارت "از قضا" نيز به غلط "اتفاقاً" ترجمه شده است. به نظر من چيزهايی که برای انسان پيش می آيد محصول تلاش و تدبير خود اوست نه شانس و نه چيز ديگر. اگر چيزی برايتان اتفاق افتاد که دليلش را نمی دانيد، استفاده از کلمه "شانس" برای آن اتفاق مناسب نيست. خلاصه اينکه اگر قائل به حکمت خدا باشيد، به جای استفاده از کلمات شانس، اتفاقی و ...، می توانيد از کلمات قضا و قدر استفاده کنيد.

+ نوشته شده در ۲۰/۵/۱۳۸۷ساعت ۱۶:۱۸ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)

غلط رايج: هر جور راحتی!

به نام خدا

 

 اين عبارت که ظاهراً ترجمه لفظ به لفظ  As you wish  است، متاسفانه کاربرد زيادی در محاورات روزمره مردم دارد. اصولاً انسانها هر جور راحتند زندگی نمی کنند؛ بلکه بر اساس يک سری اصول که مصلحت خوانده می شود رفتار می کنند(حتی حيوانات هم هر جور راحتند زندگی نمی کنند). به نظر من بهتر است به جای اين عبارت از "هر طور صلاح می دانيد" استفاده شود.

حتی عبارت "هر جور دوست داری فکر کن" که زياد به کار می رود نيز اساساً غلط است؛ انسانها بر اساس شواهد و زمينه ذهنی خود در مورد مطلبی فکر(قضاوت) می کنند، نه آن طور که دوست دارند. اگر می خواهيد مخالفت خود را با تفکر يا قضاوت ديگران در مورد خودتان اعلام کنيد، می توانيد محترمانه نظر آنها را رد کنيد.

+ نوشته شده در ۲۰/۵/۱۳۸۷ساعت ۱۶:۱۶ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)

جانش را از دست داد!

به نام خدا

 

برای ما مسلمانها انسان جان تنها، يا جسم تنها نيست. اما اگر آدمی را جان و جسم(باهم) در نظر بگيريم، وقتی می گوييم فلانی جانش را از دست داد، پس اصالت را برای جسم قائل شده ايم(یعنی جسم به عنوان شالوده انسان، جان را که جزيی از آن بود از دست داد). اولاً اينکه اصالت برای جان است؛ چون بعد از مرگ جسم به حيات ادامه می دهد. ثانياً جسم بدون جان اصلاً موجوديت ندارد که بخواهد چيزی را از دست بدهد. بهتر است در اينگونه مواقع بگوييم: "فلانی با دار فانی وداع کرد".

+ نوشته شده در ۲۰/۵/۱۳۸۷ساعت ۱۶:۱۱ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)

آروزی بدون عمل؟

به نام خدا

-          برای شما آروزی موفقيت دارم!

-          با آرزوی قبولی طاعات و عبادات...!

-          روز خوشی را برايتان آرزو می کنم!

-          و...

اين جملات ندايی را هر روز می شنويم. حالا يک سوال! از آرزوی ما چه چيزی به مخاطب اين جملات می رسد؟ مگر نه اينکه آرزوی بدون عمل خيال واهی بيش نيست؟ آيا بهتر نيست به جای اين آروزهای باطل برای موفقيت، قبولی طاعات و عبادات و ... طرف مقابل، کاری انجام دهيم. اگر کاری از دست ما بر نمی آيد برايش دعا کنيم. به نظر شما اين معقولتر نيست؟

+ نوشته شده در ۲۰/۵/۱۳۸۷ساعت ۰۱:۴۶ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)

محکمه بدون قاضی!

به نام خدا

اين عبارت زياد گفته شده و می شود:"وجدان يگانه محکمه ای است که احتياج به قاضی ندارد". اولاً اگر وجدان را به محکمه تشبيه کنيم، قاضی آن خودمان هستيم. پس قاضی دارد. ولی اگر فرض کنيم که قاضی ندارد، پس اصلاً محکمه نيست. چون محکمه با حضور قاضی معنا پيدا می کند. ثانياً اصلاً وجدان را می توان به محکمه تشبيه کرد؟ وجدان را بيشتر می توان به قاضی تشبيه کرد تا محکمه. اينطور نيست؟

+ نوشته شده در ۲۰/۵/۱۳۸۷ساعت ۰۱:۴۵ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)

غلط رايج: خدا رحم کرد!

به نام خدا

 

-          خدا رحم کرد که کسی زخمی نشد!

-          خدا خيلی به ما رحم می کنه که تهران زلزله نمياد!

-          خدا رحم کرد که...

تقريباً هر روز اين جملات را می شنويم. همه می دانيم که که خدا ارحم الراحمين است؛ ولی يک سوال: شما مطمئنيد که زلزله در کمين تهران است و خدا با رحمش جلوی آن را گرفته است؟ يعنی وقتی در بم زلزله آمد، قهر خدا باعث زلزله شد و رحم خداست که مانع بروز زلزله در تهران است؟

شما مطمئنيد که وقتی در تصادفی کسی صدمه نمی بيند، بايد صدمه ای به کسی وارد می آمد و رحم خدا مانع از بروز صدمه شده است؟ يعنی در تصادفات مرگبار، خدا به صدمه ديدگان و کشته شدگان رحم نکرده است؟ به نظر من خدا هميشه ارحم الراحمين است. اتفاقاتی که در زندگی برای ما رخ می دهد، بر اساس سنتهای تبديل ناپذير خداست. سنت ابتلا، املاء، امهال، استدراج، توفيق و ... همگی در زندگی روزمره ما جاری هستند. اما هيچگاه با يقين نمی توانيد بگوييد که پيشامدهای اتفاق افتاده نتيجه کداميک از سنتهای الهی است. اما من يقين دارم که حکمت خدا در همه شئون زندگی ما جاری و ساری است.

+ نوشته شده در ۳/۵/۱۳۸۷ساعت ۰۰:۵۹ توسط علی فروتن دسته : نظر(0)